خرید بک لینک

در خبرها آمده بود: با آنکه فیلم «لانتوری» ازسوی سینماهای «حوزه هنری» تحریم شد، اما توانسته در اولین شبِ اکراناش، با ۱۴۱ میلیون تومان فروش و ۲۰ سانس فوقالعاده، رکورد فروش سینمای ایران را در «شب اول اکران» جابهجا کند... لانتوری!

از نسلِ حاضر که با واژگانی نظیر «اوسکول» و «خفن» و اینا... خو گرفته، توقعداشتنِ بعضی چیزها بیمورد است... همذاتپنداری با اصطلاحات متداولِ نه چندان دوری که حتا برای خیلی از میانسالانِ امروزی هم نامفهوم است؛ کمی تا قسمتی!

باید بچهی جنوبِ شهر تهران باشی، تا معنای «لانتوری» را بدانی... نه! حس کنی... نه! لمسِ خاطرات مهمتر است؛ با جزییات!
از نزدیک بارها دیدهام «او» را، سالها پیش... لانتوریها چند درجه دارند: خفیف، نرمال و هارد... از لُمپنهای زورگیر گرفته تا مظلومهای عصیانزده و «رابینهود»های خطرناک!

همانشبی که «لانتوری» را در جشنواره فیلم فجر دیدم، نوشتم: از فیلم «رضا درمیشیان» نمیتوان بهراحتی گذشت... لانتوری اثریست اجتماعی [با لایههای پنهان سیاسی]، با قصهای نو، ساختاری متفاوت و جراتی مثالزدنی - با هدفِ دور زدنِ خط قرمزها -، که تماشاگر را وادار به تحسین میکند... بررسی و نگاهِ جسورانه به قانون «قصاص»، و نشاندادن دغدغههای فعالان اجتماعی، از همان نکاتیست که گفتم؛ نمیتوان از کنارش گذشت؛ بهراحتی!

آخرنوشت: تصور کنید این وسط، عاشق هم بشود؛ لانتوری!

برچسب: نویسنده: کیان مقدم تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 22:37

صفحه بندی